<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>آنتی رئالیسم و شکاکیت نسبت به جهان خارج</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>26</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26499</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>علائی نژاد</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری فلسفه منطق دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد علی</FirstName>
					<LastName>حجتی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شکاکیت فلسفی درباره جهان خارج دیدگاهی معرفت­شناختی است که ادعا می­کند انسان علی‏الاصول نمی­تواند نسبت به گزاره­هایی که در مورد جهان خارج هستند معرفت داشته باشد. دسته­ای از استدلال‏هایی که به منظور اثبات موضع شکاکانه نسبت به جهان خارج ارائه شده است، بر اساس فرضیه­هایی شکل­گرفته که به فرضیه­های شکاکانه معروف‎اند. این فرضیه­ها تبیینی ممکن از اوضاع جهان هستند که با درک متداول ما از آن متفاوت است. شکاک با استفاده از این امر که کسی نسبت به وقوع یا عدم وقوعِ شرایطی که در این فرضیه­ها مطرح شده­اند، معرفت ندارد، بر اساس استدلالی نتیجه می­گیرد که کسی نمی­تواند نسبت به هیچ گزاره­ای در مورد جهان خارج معرفت داشته باشد. این­گونه به نظر می­رسد که این نوع شکاکیت تنها در جایی مطرح می­شود که شخص به ­لحاظ متافیزیکی رویکردی رئالیستی در مورد جهان داشته باشد و موضع کسی که در مورد جهان خارج به رویکردی آنتی­رئالیستی قائل است، نسبت به آن مصون است. بر خلاف این مطلب، در مقاله حاضر استدلال شده است که شکاکیت استدلالی نسبت به جهان خارج هر دو موضع متافیزیکی رئالیسم و آنتی­رئالیسم نسبت به جهان خارج را به­ یکسان تهدید می­کند و نمی­توان برای دوری از شکاکیت نسبت به جهان خارج که تهدیدی معرفت­شناختی محسوب می­شود، موضع متافیزیکی آنتی­رئالیسم را برگزید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شکاکیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فرضیه شکاکانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جهان خارج</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنتی­رئالیسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رئالیسم متافیزیکی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26499_de96180969ef18d44b7c93571803bb16.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>استعاره مفهومی رحمت الهی در قرآن کریم</VernacularTitle>
			<FirstPage>27</FirstPage>
			<LastPage>52</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26505</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سیده مطهره</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation>مدرس دانشگاه</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>قائمی نیا</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-6634-1332</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;زبان‏شناسی شناختی که در دو قرن اخیر ظهور نموده، روش‏های خوبی برای بررسی و درک بهتر متون ارائه کرده است. استعاره در این رویکرد استعاره مفهومی نامیده شده است. این مقاله به بررسی استعاره مفهومی رحمت الهی در قرآن کریم که ساختار پیچیده و متشکل از چندین نوع استعاره دارد و بسط معنایی حاصل از آن که مالکیت و استیلا و علم خداوند به نعمات اخروی و دنیایی را بیان می‏کند، می‏پردازد. در شواهدی از آیات قرآن، رحمت خداوند همچون اموال گرانبها در گنجینه‏هایی ذخیره شده که خداوند در مواقع لزوم و شایستگی بنده، برای بهره‏مندی در آن را می‏گشاید یا نعمت‏های معنوی مانند ارسال رسل و نزول قرآن به صورت بارانی که بر بندگان می‏بارد، مفهوم‏سازی شده است و در گونه دیگری، رحمت خداوند به‌مثابه ظرف یا پهنه وسیع یا حجیمی است که بنده می‏تواند داخل آن برود یا خارج از آن باشد. قرآن به کمک استعاره‏های مفهومی جهانی از اندیشه را به روی بشر گشوده و مفاهیم بسیار پیچیده از امور غیبی و مجردات را با زبانی ساده و ملموس به بشریت عرضه کرده است.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آیات قرآن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعاره مفهومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعاره وجودی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعاره جهتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعاره ساختاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رحمت الهی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26505_2f9a86313dbaaaa5e9c04d480df2ac41.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>استدلال خطای حسی و امکان تصور متعارف از ادراک حسی در فلسفه علامه طباطبایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>53</FirstPage>
			<LastPage>85</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26507</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>اکبریان</LastName>
<Affiliation>استاد گروه فلسفه دانشگاه تربیت‌مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>حسنی</LastName>
<Affiliation>دانشجو/دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از مشکلات عمده و سنتی ادراک که گاهی در فلسفه معاصر «مسئله­ ادراک حسی» خوانده می­شود، از پدیده­خطای حسی ناشی شده است: اگر این نوع خطاها ممکن باشند، در این صورت ادراک حسی چگونه می­تواند مطابق تصور متعارف ما از این ادراک باشد؟ تصوری که می­توان آن را متضمن «بازبودن» و «آگاهی» ذهن نسبت به عالم دانست. مهم­ترین نظریه مقابل تصور متعارف از ادراک حسی، ایدئالیسم است. علامه طباطبایی;&lt;sup&gt; &lt;/sup&gt;در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم برای اجتناب از شبهات ایدئالیسم، به یک معلوم فطری ـ به ­معنای متعارف ـ در باب علم اجمالی ما به عالم توسل جسته است؛ اما با رد تصور متعارف از ادراک حسی توسط ایدئالیست، پاسخی تفصیلی در قالب تحلیل خطای حسی ارائه می­دهد. علامه خطای حسی را نه در مراحل احساس، بلکه در تطبیق حکم قوه خیال به حکم حس یا به­عبارتی «تداخل قوا» می­داند؛ از‏این‎رو ظاهراً از نظر علامه ویژگی تجربه حسی، به‌واسطه حضور خود متعلقات متعارف ادراک حسی تبیین می­شود. اگرچه علامه در نهایة الحکمة پاسخ تفصیلی به تقریر جدید اشکال خطای حسی نداده است، از مجموع سخنان ایشان در باب ادراک حسی نیز پاسخی متفاوت از نظریه­های رایج ادراک حسی، از جمله تبیین ویژگی پدیداری تجربه حسی، می‏توان استنتاج نمود. در این مقاله نخست پس از تشریح مؤلفه­های تصور متعارف از ادراک حسی، به این موضوع می­پردازیم که چگونه امکان خطاهای حسی این تصور را به چالش می­کشند؟ درنهایت دیدگاه علامه در اصول فلسفه و روش رئالیسم و سایر آثار ایشان در باب امکان تصور متعارف از ادراک حسی مورد بررسی و تحلیل می­گیرد.   </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادراک حسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بازبودن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آگاهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خطای حسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علامه طباطبایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26507_d2a7069e603da0c9e813ce0c6a376d10.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>از فلسفة علم تا فلسفة علوم انسانی (درآمدی بر فلسفۀ علوم‌انسانی از نظرگاه هیدگر)</VernacularTitle>
			<FirstPage>85</FirstPage>
			<LastPage>123</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26508</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>فتحی قرخلو</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه فلسف پردیس فارابی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;پرداختن به فلسفة علوم انسانی بدون طرح بحث از فلسفة علم امکان‌پذیر نیست. هیدگر هرچند به‏صراحت به فلسفة علوم انسانی ورود نکرده است، با توجه به ایده‌هایی که در باب فلسفة علم طرح کرده و نیز از طریق تتبع در مطاوی برخی آثار و درس‌گفتارهای وی، امکان طرح پرسش از فلسفة‌ علوم انسانی وجود دارد. با عنایت به مناقشاتی که پدیدارشناسی هرمنوتیکی هیدگر درحوزة علم ایجاد کرده است و نیز تحلیلی که او از انسان به مثابه دازین و حیث تاریخی دازین ارائه می‌کند، زمینه برای طرح جدی فلسفة علوم انسانی نیز فراهم می‌گردد. این جستار می‌کوشد حلقة وصلی میان دعاوی هیدگر در باب علم به‌نحو عام و نسبت این دعاوی وی با علوم انسانی برقرار سازد و نشان دهد رویکرد فلسفی هیدگر در قبال علم نه تنها قابلیت تعمیم به ساحت علوم انسانی دارد، بلکه علوم انسانی را نیز با پرسش‌های بنیادینی مواجه می‌سازد. در پایان با توجه به تأملات ظریفی که هیدگر در باب هرمنوتیک و فهم و تفسیر دارد و قواعدی را که او و پیروان او برای آن بر می‌شمارند، نشان دادیم که چگونه این قواعد می‌تواند اعتبار بیناذهنی برای علوم انسانی ایجاد کند یا عینیتی برای مضامین و محتویاتی که در این سنخ از معرفت وجود دارد، بیافریند.  &lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم‌انسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفة علم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیدگر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پدیدارشناسی هرمنوتیکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دازین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیث تاریخی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26508_9a8d909d7652448b2dc301613a123aab.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ماهیت تشکیکی مفاهیم اخلاقی و نقش آن در تفسیر گزاره‌های اخلاقی</VernacularTitle>
			<FirstPage>125</FirstPage>
			<LastPage>158</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26509</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>عالم‌زاده نوری</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی و استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;عمدة مفاهیم اخلاقی کمالات وجودی هستند و کمالات وجودی مانند خود وجود مشکک و ذات مراتب (فازی) هستند. ماهیت تشکیکی مفاهیم اخلاقی، مهم‌ترین ویژگی دانش اخلاق است که باید در تفسیر گزارة اخلاقی لحاظ شود؛ به این صورت که نباید انتظار داشت متن اخلاقی تنها بر یک سطح ثابت از معنا دلالت کند. موضوع و محمول در گزاره‌های اخلاقی هر کدام سطوح متعددی دارند. نسبت میان این‌چنین موضوع و این‌چنین محمولی نیز تنها یک سطح ندارد، بلکه نوعی تناسب و تناظر یک به یک میان آن سطوح را ارائه می‌دهد؛ یعنی نسبت‌های متعددی میان سطوح متوالی موضوع و محمول بیان می‌کند. این استظهار بر اساس فهم ظاهریِ عرفی و ارتکازِ مقامِ تخاطب شکل می‌گیرد و از باب رعایت «مناسبات عرفی میان حکم و موضوع» است. بدون این نگاه فازی در تفسیر بسیاری از آیات و روایات دچار تکلف می‌گردیم و دفاع از بسیاری متون اخلاقی دشوار است. این مقاله در صدد ارائة یک روش تفسیری برای گزاره اخلاقی است و ذیل مقولة فقه‌الاخلاق می‌گنجد. دستاورد این مقاله گرچه کاملاً عرفی و ارتکازی است، از دید نوع مفسران و شارحان حدیث مخفی مانده است. البته اشاره‌ها و مؤیداتی برای آن در کلمات برخی از آنان دیده می‌شود.&lt;/span&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گزاره اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تشکیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مفاهیم اخلاقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26509_55ae2484d29529c6925ac39b67603516.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>چگونگی ترابط احساس و شناخت در متن دین، عرفان، تجربه دینی و عرفانی از دیدگاه ویلیام جیمز و ویلیام هاکینگ</VernacularTitle>
			<FirstPage>159</FirstPage>
			<LastPage>201</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26510</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">احساس و شناخت نزد فیلسوفان دین و عرفان، همواره به‌عنوان دو مؤلفه سازنده دین، عرفان، تجربه‌ دینی و عرفانی شناخته شده­اند. در این میان دو تن از فیلسوفان دین غربی، جیمز و هاکینگ، بیش از دیگران در سازگارنمودن این دو عامل در متن دین و عرفان نقش داشته­اند. چگونگی این تلفیق از دیدگاه این دو تن، موضوع بحث این نوشتار است. از دیدگاه جیمز سرچشمه عمیق­تر دین، احساس است. جیمز هم تجارب عرفانی را از مقوله احساسات و عواطف می‌شمرد و هم آنها را دارای حیث معرفتی می­داند؛ اما معرفت مورد نظر وی که در متن تجربه حاضر است، معرفتی بدون وساطت مفاهیم است. هاکینگ ماهیت دین را تجربه دینی و این تجربه را آمیخته­ای از احساسات دینی و ایده­های دینی می­داند. این ایده­ها در خودِ مرحله تجربه حضور دارند و به‌نحوی بارزتر، به‌عنوان نتیجه تجربه ظاهر می­شوند. تجربه، اصل ایده و استدلال را فرا می­نهد و در مرحله بعد، ذهن با بهره­گیری از آن تجربه، به رقم‏زدن مفاهیم، نظریات و استدلال‏های روشن می­پردازد تا به آنها ثبات و جایگاهی مستحکم دهد. پس هاکینگ تجربه دینی را نه­ تنها احساسی و شناختی، بلکه مفهومی و تقریباً نظری می­داند؛ به­گونه­ای که مفاهیم و نظریات در درون خود آن وجود دارند و البته به شکلی کامل­تر و روشن­تر از آن زاده می‏شوند. بدین­سان هاکینگ در انتقاد به جیمز، نه فقط معرفت غیرمفهومی را در متن دین راه می­دهد، بلکه شناخت‏های مفهومی، حتی استدلالی را ریشه­دار در خود دین و تجربه دینی می­بیند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجربه دینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجربه عرفانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">احساس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت بی‌واسطه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویلیام جیمز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویلیام هاکینگ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26510_a56aaa84688618331d4b0e77756d6c0f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>محدودیت گزینشی ساختار مجهول در برجسته‎سازی و پرکردن شکاف اطلاعاتی مفاهیم ذهنی قرآن کریم</VernacularTitle>
			<FirstPage>203</FirstPage>
			<LastPage>226</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26511</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>الخاص</FirstName>
					<LastName>ویسی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان شناسی، دانشگاه پیام نور ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرنگیس</FirstName>
					<LastName>عباس زاده</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری گروه زبانشناسی همگانی- واحد آبادان دانشگاه ازاد اسلامی -آبادان- ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">زبان بازتابی از خصوصیات فردی و اجتماعی است که تضمین‏کننده روند تکاملی انسان در همه دوران بوده است. زبان ابزاری است برای برقراری کنش متقابل اجتماعی که به گفتار و نوشتار جهت می‏دهد  و فرهنگ نظامی بنیادی و خاص از انتظارات، کنش‏ها، هنجارها، آداب و رسوم  با مبانی فکری-شناختی و ویژگی‏های رفتاری و عقیدتی است که هویت جامعه را شکل می‏بخشد. هدف از این پژوهش کاوش درباره نقش‏های زبانی و رمزگشایی از ساخت‏های زبانی است. در این پژوهش به روش توصیفی به بررسی ساختار مجهول به لحاظ ساختاری و معنایی پرداخته، روابط بین فرهنگی و نقش ترجمه به عنوان ابزار اصلی تعامل  بررسی می‏کنیم. نتایج بررسی‏ها نشان می‏دهد، می‌توان از طریق ایدئولوژی‏های زبانی، گفتمان و ساختارهای زبانی را علی‏رغم تفاوت فرهنگی و ساختاری  ژرف بین زبان مبدأ و مقصد درک کرد. در ترجمه توجه به جنبه‏های صوری، معنایی و سبکی بسیار حائز اهمیت است. تحلیل‌ متن به ‌­علت‌ انتزاعی‌تربودن‌ مؤلفۀ‌ معنایی، پیچیده‌تر از بقیه سطوح می‏باشد. هر سطح‌ مسائل‌ و مشکلات‌ خاص‌ خود را دارد و ابهام‌ها در هر سطح‌ ممکن است ظاهر شوند. اگر در هر سطح‌ با مسائل‌ برخوردی معقول و آگاهانه صورت گیرد، از میزان‌ ابهام در سطوح‌ بعدی‌ کاسته‌ می‌شود؛ ازاین­رو باید همواره این سطوح مختلف زبانی را مدّ نظر قرار داد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دلالت ضمنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محدودیت گزینشی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سطح نحوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لایه‌های معنایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">راهبردهای معناشناختی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26511_b9d6b4f13602d540206ea2911ad2245d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>18</Volume>
				<Issue>69</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل مفهومی و گزاره‌ای قاعده زرّین اخلاق</VernacularTitle>
			<FirstPage>227</FirstPage>
			<LastPage>252</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">26512</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>کریمی لاسکی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری فلسفه دین دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احد</FirstName>
					<LastName>فرامرز قراملکی</LastName>
<Affiliation>استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">«آنچه را بر خود می‏پسندی، بر دیگران هم بپسند.» این گزاره در اخلاق به قاعده زرّین (طلایی) معروف است. به نظر می‎رسد دشواری‎های نظری و کارکردیِ احتمالیِ قاعده به عدم وضوح محتوای آن باز می‎گردد. بررسی و تحلیل مفهومی و گزاره‏ای این قاعده نشان می‏دهد مؤلفه‏های مهم این قاعده که عبارت‎اند از: «خود»، «دیگری»، «پسندیدن» و مشارالیه «آنچه» هر کدام حاوی دشواری‏هایی هستند که در آغاز، امکان فهم و عمل به قاعده را با تردید مواجه می‏کند. تحلیل گزاره‏ای قاعده و نقایص ناظر برآن نیز به‏گونه‏ای با مؤلفه‏های مذکور پیوند می‏خورد. نوشتار حاضر با تدقیق در محتوای قاعده نشان می‏دهد خودگروی، نسبی‎گرایی فرهنگی، سلایق متفاوت در پسندها و ناپسندها و بی‏شماری افعال در مواجهه عملی با دیگران، هیچ کدام زیانی به قاعده نمی‏زند؛ درنتیجه امکان تصور معقول و عمل به قاعده وجود دارد.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قاعده زرّین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیگری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اخلاق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفه اخلاق</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_26512_fc6c370893059e7241288dc04db24ee7.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
