<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>یافته‌های روش‌شناختی علوم انسانی مطلوب بر پایه معرفت‌شناسی اسلامی (با تأکید بر آرای علامه مصباح یزدی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>36</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701615</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رمضان</FirstName>
					<LastName>علی‌تبار فیروزجایی</LastName>
<Affiliation>دانشیار  گروه منطق فهم دین- پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0001-6553-1430</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از اساسی‌ترین محور در تولید علوم انسانی، روش‌شناسی آن است. بیشتر مسائل روش‌شناختی، به صورت مستقیم، ریشه در دانش‌های بالادستی نظیر معرفت‌شناسی دارد؛ بنا بر این، روش‌شناسی علوم انسانی، بیشتر از معرفت‌شناسی، تغذیه می‌کند. گرانیگاه معرفت‌شناسی علوم انسانی عبارت است از: ماهیت‌شناسی گزاره‌های علوم انسانی، منبع‌شناسی علوم انسانی و مسأله اعتبارسنجی آن. پاسخ این مسائل، وابسته به نوع پارادایم فکری، متفاوت است و هر کدام نیز نتایج روش‌شناختی خاصی دارند. روش‌شناسی علوم انسانی رایج، ریشه در رویکردها و گرایش‌های فکری به ویژه معرفت‌شناسی در غرب است؛ اما بر اساس دستگاه فکری اسلام، نتایج رو‌ش‌شناختی دیگری حاصل خواهد شد. مقاله حاضر می‌کوشد با روش تحلیل عقلی-فلسفی، ابتدا به صورت اجمالی، به نتایج روش‌شناختی علوم انسانی رایج بر شالوده معرفت‌شناسی در پارادایم‌های غالب، اشاره نماید و در ادامه، یافته‌های روش‌شناختی علوم انسانی اسلامی بر پایه معرفت‌شناسی اسلامی در منظومه فکری علامه مصباح یزدی، تبیین کند. تبیین سازکار تأثیر معرفت‌شناسی در روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی، از یافته‌های این مقاله است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منبع‌شناسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701615_0cf8459da786cf10f20cc7e43cafb8a5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>استراتژی‌های پژوهشی ترکیبی در حکمت اسلامی؛ مطالعه موردی آموزش فلسفه استاد مصباح</VernacularTitle>
			<FirstPage>37</FirstPage>
			<LastPage>66</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701616</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسام الدین</FirstName>
					<LastName>مؤمنی شهرکی</LastName>
<Affiliation>پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالحسین</FirstName>
					<LastName>خسروپناه</LastName>
<Affiliation>پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0003-8491-9435</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از مهم‌ترین مباحث در حوزه‌ روش‌شناسی، بحث استراتژی‌های پژوهش است که پرداختن به آن در فلسفه اسلامی بدون سابقه است. می‌توان استراتژی‌های پژوهشی در فلسفه اسلامی را بر دو بخش بسیط و ترکیبی تقسیم نمود. استراتژی‌های پژوهشی بسیط عبارتند از استراتژی قیاسی، استراتژی تحلیلی، استراتژی استقرائی، استراتژی تفسیری و استراتژی شهودی. تحقیق حاضر پس از ارائه تعریف از استراتژی‌های ترکیبی، با استفاده از استراتژی تفسیری و روش تبیینی – تحلیلی درپی پاسخ به این مسئله است که استراتژی‌های پژوهشی ترکیبی استاد مصباح در حکمت اسلامی چگونه است. نتیجه اینکه، وی در حکمت اسلامی از استراتژی‌های ترکیبیِ تحلیلی-قیاسی؛ تحلیلی-قیاسی-تفسیری نوع دوم؛ تحلیلی-قیاسی-تفسیری نوع دوم-شهودی؛ تحلیلی-تفسیری نوع اول و دوم؛ تحلیلی-تفسیری نوع دوم؛ تحلیلی-تفسیری نوع دوم-استقرائی؛ و قیاسی-تفسیری نوع دوم استفاده نموده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استراتژی پژوهشی ترکیبی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکمت اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مصباح یزدی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701616_dff4583ce1cef92bb0560ca292dbd6aa.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>واکاوی مراحل سه گانه نظریه مطابقت از دیدگاه ملاصدرا</VernacularTitle>
			<FirstPage>67</FirstPage>
			<LastPage>90</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701617</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>عباس زاده</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-9295-6952</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>زارعی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری گروه فلسفه، دانشگاه خوارزمی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">چکیده&lt;br /&gt;یکی از مسائل اصلی درمعرفت‌شناسی، نحوه «کاشفیت» علم (معرفت) و تحلیل و صورت‌بندی «صدق» است. درمیاناغلبنظریه‌های صدق نیز، «نظریه مطابقت»به معنای مطابق بودن گزاره با واقع،به عنوان معیار صدق قضایا،در نزد فلاسفه غرب و مسلمان طرفداران فراوانی یافته است.با این حال، این نظریه فارغ از ایرادلحاظ نشده و بر مبنای ثنویت ذهن و عین، اشکالاتی بر آن وارد شده است، از جمله: اجتماع جوهر و عرض، اندراج شیء تحت دو مقوله متباین و...، که با عنوان «مشکله وجود ذهنی» در میان حکمای مسلمان شهرت یافته است. اما از زمان ملاصدرا و براساس اصول هستی‌شناختی وی همچون:اصالت وجود و تشکیک وجود، دوگانگی ذهن و عین از دایره بحث خارج می‌شود و مطابقت به عنوان مطابق بودن یک مرتبه از وجود با مرتبه دیگر آن مطرح می‌گردد و بر اساس مبانی نهایی صدرائی از جمله: تجرد علم، اتحاد علم و عالم و معلوم، و حضوری بودن همه علوم، شکاف بین مطابِق و مطابَق در نظریه مطابقت، یکسره از میانمی‌رود. بدین ترتیب،مسئله مطابقت در فلسفه صدرا صورت جدیدی می‌یابد که مقاله حاضر به به بیان سیر تطور آن اختصاص یافته است.روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- تحلیلی- عقلی است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کاشفیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم (معرفت)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مطابقت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجود ذهنی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701617_3c4280049ed2a792cf3106d25edf841d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی معضل جفت‌شدگی نفس و بدن از منظر صدرا</VernacularTitle>
			<FirstPage>91</FirstPage>
			<LastPage>119</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701618</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدمهدی</FirstName>
					<LastName>کریمپور</LastName>
<Affiliation>موسسه امام خمینی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عسکری</FirstName>
					<LastName>سلیمانی امیری</LastName>
<Affiliation>دانشیار و عضو هیأت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ره</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد حسن</FirstName>
					<LastName>فاطمی نیا</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه فلسفه موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ره</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2021</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">معضل جفت‌شدگی این است که چرا و چگونه ممکن است یک نفس خاص به بدنی خاص تعلق پیدا کند یا از آن متکون شود؟ براساس عدم پاسخ به این سوال ادعا می‌شود تعامل علی میان نفس مجرد و بدن مادی ممکن نیست. نگارنده پس از ارائه تبیینی جدید از تفاوت معضل جفت‌شدگی با چالش علیت ذهنی، این معضل را دارای سابقه‌ای طولانی در فلسفه اسلامی دانسته و به ارزیابی دیدگاه ملاصدرا در حل این معضل پرداخته است. به نظر نگارنده، تقریر نحوه ترکیب اتحادی نفس و بدن از منظر ملاصدرا در حل این معضل نکته‌ای کلیدی است. براین‌اساس بادرنظرداشتن چند مبنای دیگر انسان‌شناختی صدرایی، به دو تقریر از ترکیب اتحادی نفس و بدن از منظر صدرا، پرداخته و اثبات شده است که تقریر تغایر وجودی نفس و بدن از منظر صدرا که نفس و مراتب آن را دارای دو وجود متغایر می‌داند، در حل این معضل ناتوان بوده و تنها راه‌حل این معضل، این تقریر از صدراست که نفس و مراتب آن با یک متن وجودی موجودند. این تحقیق، با ابزار کتابخانه‌ای و روش تحلیلی انتقادی نوشته شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جفت‌شدن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تغایر وجودی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملاصدرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترجح بلامرجح</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701618_36d0135b68b97cdf5155e76ccec1ce63.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نگرش فیزیک‌دانان درباره‌ی واقع‌نمایی نظریه‌های علمی، و پیدایش واقع‌گرایی ساختاری در فلسفه‌ی علم</VernacularTitle>
			<FirstPage>121</FirstPage>
			<LastPage>153</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701621</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ساسان</FirstName>
					<LastName>مژده‌شفق</LastName>
<Affiliation>دانش آموخته‌ی کارشناسی ارشد/ گروه فلسفه علم/ دانشگاه مدیریت ، علم و فناوری/ دانشگاه امیرکبیر/ تهران/ ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید هدایت</FirstName>
					<LastName>سجادی</LastName>
<Affiliation>استادیار فلسفه علم و فناوری، گروه آموزش فیزیک، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5568-8020</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">واقع‌گرایی ساختاری از دیدگاه‌های تاثیرگذار در فلسفه‌ی علم معاصر است که در میان بسیاری از فیلسوفان علم واقع‌گرا مورد اقبال واقع شده است. این دیدگاه به شکلی سامان‌یافته از سوی جان ورال معرفی شده و دیگران آن را گسترش داده‌اند. هدف از این پژوهش بررسی نسبت میان شکل‌گیری دیدگاه واقع‌گرایی ساختاری و دیدگاه‌های پراکنده‌ی فیزیک‌دانان درباره واقع‌نمایی نظریه‌های علمی است و به این پرسش می‌پردازد که چگونه ساختارگرایی جان ورال بر زمینه‌ای از دیدگاه‌های فیزیک‌دانان درباره‌ی واقعیت فیزیکی و واقع‌نمایی نظریه‌های علمی شکل گرفته است؟ پس از بررسی دیدگاه جان ورال و نیز آرای شماری از فیزیک‌دانان برجسته در باب واقع‌نما بودن نظریه‌های علمی و شرح دو رویکرد مهم در تقابل میان آن‌ها، نشان داده شد که ورال از خلال رویکرد ساختارگرایانه‌ی هانری پوانکاره که به شکل روشن‌تری سامان یافته بود، به نظریه‌ی واقع‌گرایی ساختاری‌اش دست یافته،و نخستین کسی بود که جوهره‌ی اندیشه‌ی پوانکاره را دریافته و سپس آن را به شکلی فنی‌تر و فلسفی‌تر پرورش داده است. همچنین می‌توان نتیجه گرفت که برخلاف دیدگاه معمول، که در بسیاری موارد پنداشته می‌شود نظریه‌های فلسفی از مناقشات میان فیلسوفان سر برمی‌آورند، در این مورد می‌توان به روشنی دید که نظریه‌ی واقع‌گرایی ساختاری جان ورال ریشه در مناقشات فلسفی میان فیزیک‌دانان دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"ساختارگرایی"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"واقع‌گرایی"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"هانری پوانکاره"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"جان ورال"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"ناواقع‌گرایی"</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701621_2795952f80dc047a855d15b3675fe2c0.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>حوزه‌های مفهومی واژة «هدایت» در قرآن‌کریم در چارچوب رویکرد تحلیل‌انتقادی چارتریس‌بلک از استعاره‌های مفهومی</VernacularTitle>
			<FirstPage>155</FirstPage>
			<LastPage>190</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701158</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آذر</FirstName>
					<LastName>دولتی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان‌شناسی، دانشکده اربیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهین ناز</FirstName>
					<LastName>میردهقان فراشاه</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید شهید بهشتی، تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>قائمی نیا</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه معرفت شناسی پژوهشکده حکمت و دین پژوهی. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5834-6915</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2021</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پژوهش حاضر همراه با تحلیل استعاره‌های مفهومی و کلیدهای مفهومی واژة «هدایت» در دوازده جزء آخر قرآن‌کریم به تبیین حوزه‌های مفهومی آن بر اساس رویکرد تحلیل‌انتقادی چارتریس‌بلک (1995) می‌پردازد. کلیدهای مفهومی فوق و مفهوم‌سازی آنان در قالب عوامل واژگانی خاص همراه با نمونه‌های قرآنی نشان داده شده و با حوزه‌های مفهومی مشخص تبیین گردیده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و در چارچوب زبان‌شناسی شناختی می‌باشد. پرسش‌ اصلی در پژوهش حاضر تحلیل آن است که در تبیین استعاره‌های مفهومی و کلیدهای مفهومی واژة هدایت، کدام حوزه‌های مفهومی به کار رفته‌اند؟ در این راستا و با تحلیل آیات مورد بررسی حوزه‌های مفهومی حاصل از نتایج تحقیق عبارتند از: دین، سفر، آگاهی، توحید، نور، وحی، اختیار، درمان، تقوی، داوری، تلاش، پاداش، شرایط آب و هوایی، تکوینی بودن (آفرینش). بیشترین کاربرد این حوزه‌ها مربوط به حوزة دین و سفر است که خود کلیدهای مفهومی «دین هدایت است» و «زندگی معنوی سفر است» را برمی انگیزد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هدایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رویکرد تحلیل‌انتقادی استعاره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعارة مفهومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلید مفهومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چارتریس‌بلک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701158_0b383fd5af391cff3279f868b711d79d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>برهان عینیت ذهن و ذهنی بر اتحاد عاقل و معقول</VernacularTitle>
			<FirstPage>191</FirstPage>
			<LastPage>212</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701628</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>ارشادی نیا</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه فلسفه دانشگاه حکیم سبزواری</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2021</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حکیم سبزواری در فضای حکمت متعالیه و با مبانی مسلّم متعالی و گذر از چارچوب مماشات با مبانی فلاسفه پیشین، به اقامه براهینی در اثبات اتحاد عقل و عاقل همت گماشته است. برخی مبادی این براهین در پوسته و ظاهر، نه در مغز و محتوا، همان مبادی حکمای پیشین است. از جملة این براهین، تکیه بر عینیت ذهن و ذهنی است. این برهان بر مبانی مسلّم و متقن حکمت متعالیه مبتنی است. از جمله این مبانی است: شناخت دقیق ذهن و رابطة وجودی آن با ذهنیات، نیز چیستی و هویت علم و رابطة نفس و قوا که همه از مبانی خاص حکمت متعالیه است. این برهان در گام اول به عنوان تأییدیه‌ای بر اتحاد عاقل و معقول مطرح شده است زیرا به نظر می‌رسد از تشبیه رابطة ذهن و ذهنی با رابطة خارج و خارجی و تمثیل آن دو به یکدیگر کمک می‌گیرد. اما در گام واپسین، استناد به مبانی ویژه حکمت متعالیه و فضای حاکم بر آن، به قوت خود می‌گراید و به عنوان برهان مطرح می‌گردد و شائبة تشبیه و تمثیل ذهن به خارج را می‌زداید، از این منظر که ذهن از مراتب خارج است و رابطه خارج و خارجی بر همه مراتب عین حاکم است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اتحاد عاقل و معقول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ذهن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امور ذهنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت نفس با قوا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701628_77ef9b1f646e990f1e6d947887edf977.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>23</Volume>
				<Issue>92</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>معیارهای سنجش معارف شهودی با تاکید بر آرای صدرالمتالهین</VernacularTitle>
			<FirstPage>213</FirstPage>
			<LastPage>236</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">701629</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سیدهادی</FirstName>
					<LastName>رضائیان مقدم</LastName>
<Affiliation>استادیار استادیار مرکز زبان دانشگاه امام صادق</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>اسدی</LastName>
<Affiliation>هیات علمی دانشکده ادبیات کروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی تهران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0004-7679-5265</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">خطا در معارف بشری یکی از مباحث مهم معرفت شناسی است. خطا در علم حصولی بمعنای عدم تطابق صورت ذهنی با واقعیت مابازای آن در خارج است. اما خطا در معرفت حضوری محل تامل و مناقشه بوده است. حقانیت در معرفت شهودی همواره در سنت عرفانی و به تبع آن در فلسفه های شهودی فلسفه اسلامی محل تامل بوده است. این پژوهش درصدد بررسی معنای خطا در معرفت شهودی و معیارهای سنجش صدق آن از نگاه ملاصدرا است. ملاصدرا با توضیح معنای خطا در معرفت حصولی بیان می کند که خطا در معرفت حضوری از سنخ خطا در معرفت حصولی نیست. از منظر ملاصدرا . گاه القائات شیطانی باعث حصول شهودات و دریافت هایی غیر مطابق با واقع می شود. علت وقوع این خطا ضعف شهود عارف و صفات اخلاقی ناپسند اوست. خطای دیگر از نظر ملاصدرا خطا در تفسیر مشهودات است. بعبارت دیگر ملاصدرا معتقد است که عارف با اینکه مشهوداتش رحمانی است اما ممکن است در مقام تفسیر مشهودات دچار خطا شود. صدرالمتالهین قرآن و احادیث و عقل را بعنوان دو معیار برای سنجش معرفت شهودی معرفی میکند. در خصوص این دو معیار ملاحظاتی وجود دارد که ضمن مقاله به آن ها اشاره میشود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شهود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت شهودی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت حصولی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت حضوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حقانیت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_701629_e3b5aa750599132ae15c19b51b2aad09.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
