<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزش معرفت‌شناختی انواع نسبی‌گرایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>40</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36030</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>حدادی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>حسین زاده یزدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> &lt;br /&gt; با مرور برخی آثار به ‌نظر می‌رسد، طرد اثبات‌گرایی در علوم انسانی و یا هرگونه سخنی از تکثرگرایی و بومی‌گرایی، ‌فروافتادن در دام نسبی‌گرایی دانسته‌ شده است. خاستگاه این دیدگاه را می‌توان عدم توجه به معانی مختلف نسبی‌گرایی دانست؛ نسبی‌گرایی عموماً به ‌عنوان مفهومی عام در نظر گرفته می‌شود که ریشه در شکاکیت سوفسطائیان داشته و مابعد‌اثبات‌گرایان آن را در ساحت‌های گوناگون بازتولید کرده‌اند؛ به‌طوری‎که انسان، معیار همه ‌چیز بوده و در غیاب حقیقت مطلق، ملزومات معرفت از فردی به فرد دیگر کاملاً تغییر می‌یابد؛ تا جایی ‌که قیاس‌ناپذیری پارادایم‌ها و عدم امکان گفت‌وگو ثمرة طبیعی آن خواهد شد. دقت در ابعاد مسئله، روشنگر این مطلب است که نسبی‌گرایی یک کلّ واحد نبوده و دارای اقسام گوناگونی است. با تتبّع بیشتر این نتیجه حاصل می‌شود که آنچه مشهور به نسبی‌گرایی است، در برخی موارد اساساً دچار اشتراک لفظی با نسبی‌گرایی به معنای افراطی آن گشته و در برخی موارد اعتقاد به چنین آموزه‌ای نه ‌تنها فرو افتادن در شکاکیت نیست، بلکه معقول و از نظر معرفت‌شناختی بلااشکال نیز به‌نظر می‌رسد. نگارندگان با تفکیک و تبیین انواع نسبیت، سعی نموده‌اند همة انواع نسبی‌گرایی قابل تصور در علوم انسانی را در مدل مطلوب پیشنهادی عرضه نموده و هر کدام را از حیث معرفت‌شناختی ارزیابی نمایند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;       </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نسبی‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">‌ پارادایم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">‌ فرهنگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدل مفهومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36030_07bff81f208477d6ffa32d2298e3a11e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>هویت «منطق علوم انسانی اسلامی» و مسائل پیرامونی آن</VernacularTitle>
			<FirstPage>41</FirstPage>
			<LastPage>74</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36031</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رمضان</FirstName>
					<LastName>علی‌تبار فیروزجایی</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی پژوهشگاه
مدیر گروه منطق فهم دین</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0001-6553-1430</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> &lt;br /&gt; * رمضان علی‌تبار&lt;br /&gt; «منطق علوم انسانی اسلامی» به مثابة دستگاه روشی، دارای مباحث و مسائل درونی و بیرونی فراوانی‌ است. مسائل درونی آن، ناظر به مباحث روش و قواعد روشی است و مسائل بیرونی و پیرامونی آن، از سنخ فلسفة مضاف می‌باشد. این مسائل عبارت‌اند از: هستی‌شناسی و چیستی‌شناسی آن دانش (منطق علوم انسانی)، غرض و غایت، موضوع، قلمرو و... . این نوع مباحث از مسائل و اجزاء دانش به شمار نمی‏رود؛ بلکه از سنخ مسائل پیشینی و فلسفی‌اند که به نوعی شناسنامة آن نیز به شمار می‌رود؛ لذا از لحاظ اهمیت و اولویت زمانی، بر سایر مسائل درونی این حوزه، برتری و تقدم دارد. این مقاله، به عناصر رکنی و غیررکنی «منطق علوم انسانی اسلامی»، نظیر چیستی منطق علوم انسانی (هویت معرفتی)، امکان، موضوع، ساختار معرفتی، اهمیت و ضرورت، غایت، نسبت و مناسبات آن با علوم و حوزه‌های معرفتی مرتبط (پیش‌نیازها، هم‌نیازها و پس‌نیازها) می‌پردازد که هم نما و شمایی کلی از آن ارائه می‌دهد و هم به مثابة دستگاه روش‌گانی و چارچوب نظری است که با تکمیل آن، این قابلیت را دارد که مبنای تحقیقات بعدی در این زمینه قرار گیرد&lt;br /&gt; &lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;sub&gt;*&lt;/sub&gt; دانشیار گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.           r.alitabar@chmail.ir&lt;br /&gt; تاریخ دریافت: 15/9/97               تاریخ تأیید: 31/1/98</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روش‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منطق علوم انسانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36031_61c0f06df36ab44adf84a7fdad5f6b9e.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>قرآن کریم و حدود تأسیس، تأیید و تهذیب علوم</VernacularTitle>
			<FirstPage>75</FirstPage>
			<LastPage>96</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36032</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابراهیم</FirstName>
					<LastName>دادجو</LastName>
<Affiliation>پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-5558-6318</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span style=&quot;font-size: 10px;&quot;&gt; &lt;/span&gt;
در نصوص قرآنی، آیاتی وجود دارد که قرآن کریم را بیانگر هر چیزی معرفی می‌کنند؛ آیات دیگری وجود دارند که قرآن کریم را کتاب هدایت معرفی می‌کنند. به نظر می‌رسد آیات نوع دوم، آیات نوع نخست را تخصیص می‌زنند؛ یعنی قرآن کریم بیانگر هر چیزی است که در جهت هدایت آدمی قرار دارند. طبق این تفسیر، که به نظر می‌رسد تفسیری واقع‌بینانه و عقل‌گرایانه باشد، فهم ما از علم، دین، علم دینی، علوم و نحوة تأثیرگذاری دین بر علوم آن‌گونه که در مقاله آمده است، سیمای خاصی به خود خواهد گرفت. بر این اساس دین، تأسیس‌کنندة علوم نقلیِ دینی، تأییدکنندة علوم تجربی و علوم عقلی محض و همچنین تأیید و تهذیب‌کنندة سایر علوم عقلی خواهد بود.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قرآن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کتاب هدایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم دینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36032_8ad87141193af4b23555a38072fa9176.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل شناختی استعاره‌های مفهومی در کتاب کافی بر مبنای الگوی لیکاف و جانسون</VernacularTitle>
			<FirstPage>97</FirstPage>
			<LastPage>124</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36033</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرشته</FirstName>
					<LastName>دارابی</LastName>
<Affiliation>علوم قرآن و حدیث دانشکاه علامه طباطبائی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0009-0000-7084-4004</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>اشرفی</LastName>
<Affiliation>علوم قران و حدیث/دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد حسین</FirstName>
					<LastName>بیات</LastName>
<Affiliation>علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عنایت</FirstName>
					<LastName>شریفی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span style=&quot;font-size: 10px;&quot;&gt; &lt;/span&gt;
پژوهشگران معاصر پس از انتشار کتاب استعاره­هایی که با آنها زندگی می­کنیم، اثر لیکاف و جانسون، نظریة ایشان را مبنای کار خود قرار دادند. استعاره با این رویکرد، فرایندی ذهنی و انتزاعی محسوب می‌شود. با توجه به اینکه در متون دینی بیشترین فراوانی در مفاهیم انتزاعی وجود دارد، بی‌شک مهم‌ترین منبع جهت دست‌یابی به روایت‌های معصومان، کتاب شریف کافی است. شیخ کلینی این کتاب را بر سبک جوامع حدیثی گردآوری کرده است؛ بدین صورت که در بردارندۀ مفاهیم و موضوعات مختلفی است. نگارندگان مقاله با روش کتابخانه‌ای- اسنادی برمبنای نظریة ارائه شده توسط لیکاف و جانسون، ابتدا استعاره‌ها را از سراسر کتاب کافی استخراج کرده و سپس با روش تحلیل محتوا، میزان بهره‌گیری معصومان از این ابزار بیانی و ذهنی را در موضوعات مختلف به دست آوردند. در نهایت نیز به تحلیل پیکره‌ای و معرفی پربسامدترین حوزه‌های مبدأ و  مقصد پرداخته شد.
 
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استعارة مفهومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کتاب کافی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الگوی لیکاف و جانسون</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36033_a290c7b96bb914e661a0c8379077231f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقش معرفت­ شناختی حافظه</VernacularTitle>
			<FirstPage>125</FirstPage>
			<LastPage>156</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36034</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>طیبه</FirstName>
					<LastName>غلامی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8600-6961</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>خزاعی</LastName>
<Affiliation>استاد تمام دانشگاه سراسری قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> 
این نوشتار بر آن است به تحلیل نقش معرفت­شناختی حافظه از نگاه معرفت‌شناسان معاصر بپردازد. از میان منابع پایة معرفت و توجیه می­توان به ادراک حسی، درون­نگری، گواهی، استدلال و استنتاج اشاره کرد. دربارة اینکه حافظه یک منبع اساسی معرفت است یا نه، بحث­های زیادی صورت گرفته و از گذشته تاکنون موافقان و مخالفانی داشته است. در این رابطه، مقالة حاضر می­کوشد تا به این پرسش‌ها پاسخ دهد: آیا حافظه جزء منابع معرفتی است؟ اگر حافظه جزء منابع معرفتی باشد، آیا به ‌صورت مستقل می‌تواند مولد معرفت باشد؟ یا آنکه صرفاً یک منبع حفاظتی و نگهدارنده است؟ این جستار، ابتدا به‌طور مختصر به متافیزیک حافظه پرداخته، سپس به نقش معرفتی و جایگاه آن در معرفت‌شناسی می‌پردازد. این مقاله نشان می­دهد، حافظه نه تنها مولدگرا نیست، بلکه به نظر می­رسد نقش حفاظت‌گرایی را نیز به خوبی ایفا نمی­کند؛ با وجود این نظریة حفاظت‌گرایی از دیگر نظریه‌های رقیب، مقبول­تر است.
 


 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حافظه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حفاظت­ گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مولدگرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">متافیزیک حافظه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36034_0ff5688b0935206594266ed9ba87e8e4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>علیت ذهنی و برون‌ گرایی محتوای حالت‌ های ذهنی</VernacularTitle>
			<FirstPage>157</FirstPage>
			<LastPage>174</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36035</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>لهراسبی</LastName>
<Affiliation>دانش‌آموخته دکتری فلسفه تطبیقی، دانشگاه شهید مطهری؛ دانشجوی دکتری فلسفه ذهن، پژوهشکده علوم شناختی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> 
 
علیت ذهنی به معنای تأثیر علّی ذهن یا حالت‌ها ذهنی بر رفتار بدنی و یا تأثیر رفتار بدنی بر ذهن یا حالت‌ها ذهنی است. برون‌گرایی در محتوا به معنای آن است که حداقل بخشی از محتواهای ذهنی برای متعین شدن، یا به عبارتی تشخص یافتن، به خارج از ذهن وابسته‌اند. با پذیرش برون‌گرایی در محتوای حالت‌ها ذهنی، این پرسش پیش می‌آید که اگر حداقل بخشی از محتوای حالت‌ها ذهنی به خارج وابسته است، آیا علیت ذهنی منحل نمی‌شود؟ این مقاله در صدد اثبات این نکته است که برون‌گرایی، علاوه بر معضل‌های سنتی و شناخته شده، معضل دیگری برای علیت ذهنی ایجاد نمی‌کند. در پاسخی به پرسش بالا باید گفت که هرچند برون‌گرایی محتوا در مقام تحقق محتوا، وابستگی محتوا را به خارج از ذهن می‌پذیرد، اما وابستگی پس از تحقق به خارج، در معنای برون‌گرایی فرض نشده است. با این توصیف، می‌توان برون‌گرایی را پذیرفت؛ اما پس از استقرار حالت ذهنی- با تعین محتوای آن- در مقام تاثیر علّی آن بر رفتار بدنی، آن حالت ذهنی، هیچ وابستگی‌ای به خارج از ذهن ندارد و به‌طور کامل امری ذهنی به شمار می‌آید؛ ازاین‌رو می‌توان خوانشی از برون‌گرایی ارائه کرد که در عین پذیرش برون‌گرایی با علیت ذهنی نیز سازگار باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علیت ذهنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حالت‌های ذهنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برون‌گرایی محتوا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درون‌گرایی محتوا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زمین دوقلو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جامعة زبانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفة ذهن</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36035_30aaabbec8b8e1961770c48ee27036b9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>کیفیت پیدایش خُلق بر اساس دیدگاه ابن‌سینا، ملاصدرا و فیزیکالیسم</VernacularTitle>
			<FirstPage>175</FirstPage>
			<LastPage>194</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36036</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>پارسایی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری دانشگاه باقرالعلوم (ع)</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-2499-7880</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>غفاری</LastName>
<Affiliation>عضو هیئت علمی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> 
خُلق از اقسام کیفیات نفسانی به شمار می‌آید. از آنجا که رفتار و اعمال انسان ناشی از خلقیات اوست و خلقیاتی که برای انسان حاصل می‌شود تاثیر بسزایی در سعادت و کمال او دارد، بحث از کیفیت پیدایش خلق دارای اهمیت است. در این نوشتار ابتدا به بیان چیستی و اقسام خلق پرداخته شده و سپس کیفیت پیدایش خُلق بر اساس دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا مورد تبیین و بررسی قرار گرفته شده است. بر اساس دیدگاه ابن‌سینا، برخی از اقسام خلقیات مجرد و برخی مادی هستند. اما از نظر ملاصدرا همة اقسام خلق، مجرد از بدن و ماده هستند. طبق دیدگاه هر دو حکیم، امور بدنی- مانند مزاج، طبیعت بدن و تکرار افعال- در پیدایش خلقیات تاثیرگذارند؛ اما مبانی متفاوتی که این دو حکیم در مورد مادی و مجرد بودن قوای نفس و به تبع آن اقسام خُلق دارند، سبب اختلاف نظر آنها در کیفیت پیدایش خُلق شده است. بر اساس دیدگاه فیزیکالیسم، خلقیات به فعل ‌و انفعالات عصبی و مغزی تنزل داده شده است و هیچ‌گونه تبیین غیرمادی برای خلقیات وجود ندارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خُلق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملکات اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مجرد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن‌سینا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملاصدرا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36036_14d204929bd4e31b9726a33e66531af3.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>آیت الله علی اکبر رشاد</PublisherName>
				<JournalTitle>ذهن</JournalTitle>
				<Issn>1735-0743</Issn>
				<Volume>20</Volume>
				<Issue>78</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>معناشناسی توصیفی قول سدید در قرآن کریم</VernacularTitle>
			<FirstPage>195</FirstPage>
			<LastPage>221</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">36037</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>سازجینی</LastName>
<Affiliation>دکترای تفسیر تطبیقی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>علوی مهر</LastName>
<Affiliation>دانشیار علوم قرآن و حدیث جامعه المصطفی العالمیه</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>موسوی</LastName>
<Affiliation>کارشناس تفسیر قرآن دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم -قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span style=&quot;font-size: 10px;&quot;&gt; &lt;/span&gt;
 ترکیب واژگانی «قول سدید» از نظر معنا و مفهوم یکی از واژه­های مهم قرآنی است که تاکنون با رویکرد معناشناختی بررسی نشده است. از طرفی هر گاه واژة سدید با واژة قول در کنار یکدیگر به کار رفته است، به واژة قول سرایت کرده و «قول سدید» را به معنای قولی محکم و بدون خدشه و شک، تبدیل می­کند. ترکیب «قول سدید» در قرآن کریم از دایرة تنوع گسترده معنایی از قبیل قول معروف، حسن، میسور و بلیغ برخوردار است و در معانی مختلفی از جمله محکم و غیر قابل نفوذ و بدون هیچ شکافی به کار رفته است. مقالة حاضر کوشیده است تا به روش توصیفی–تحلیلی، این واژه را در قرآن مجید، مورد واکاوی قرار دهد و بدین نتیجه رسیده است که در نظام فرهنگ وحیانی، با بررسی واژگان هم‌نشین قول سدید- یعنی دو واژة «تقوا» و «خشیت»- باید در قول سدید، تقوای الهی و خشیت از خداوند متعال در فرد تجلی بیابد تا بتواند به این دستور الهی عمل کند؛ به سخن دیگر  افراد باید از خدا بترسند، به مؤمنان ضررى وارد نکنند و نسبت به یتیمان ظلمى روا ندارند. با بررسی واژگان جانشین «قول سدید»، چنین برداشت می­شود که قول سدید عبارت است از: کلامی که هم مطابق با واقع باشد و لغو نباشد و هم اینکه دارای ثمره و  فایدة مشروع باشد.
 
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قول سدید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روابط هم‌نشینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روابط جانشینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معناشناسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://zehn.iict.ac.ir/article_36037_396695e64b47b6de6069029adaa04f47.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
