<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>ذهن</title>
    <link>https://zehn.iict.ac.ir/</link>
    <description>ذهن</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آینده معرفت سایبر</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_736701.html</link>
      <description>در فضای سایبر با گونه‌های جدیدی از معرفت رو به رو هستیم و این فضا تغییرات خاصی را در معرفت بشری رقم می‌زند. این مقاله به بررسی این مسأله می‌پردازد که آینده معرفت سایبر چگونه خواهد بود و چه سناریوهایی را در این زمینه می‌توان مطرح کرد.در این مقاله برای آینده معرفت سایبر پنج سناریو مطرح شده که سه سناریوی نخست را استیلی مطرح کرده و دو سناریوی دیگر را با توجه به برخی از دیدگاه‌ها در علوم شناختی و فلسفه اسلامی مطرح خواهیم کرد. این پنج سناریو عبارتند از: سناریوی مغز جهانی، سناریوی مغز مستقل، سناریوی مغز واحد، سناریو مغز چندشبکه‌ای، گسترش مثال دیجیتال. هر یک از این سناریوها پیامدهای شناختی و معرفتی خاصی را برای فضای سایبر در نظر می‌گیرند. نگارنده با طرح &amp;amp;laquo;نظریه مثال دیجیتال&amp;amp;raquo; دیدگاه هستی‌شناختی خاصی را در باره فضای سایبر مطرح کرده است که بنا به آن، این فضا نوعی عالم مثال است که با عالم مثال متصل و با عالم مثال منفصل (در فلسفه اسلامی) تفاوت دارد. این فضا قائم به ابزارهای دیجیتال است و ویژگی‌های خاصی دارد. صورت‌گرایی افراطی و کم‌رنگ شدن معرفت عقلی، تک‌منبعی شدن معرفت و غلبه تفکر محاسباتی بر دیگر اقسام تفکر از پیامدهای معرفتی این نوع گسترش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارجاع اولیات به علم حضوری؛ تقریری نو از نظریه آیت‌الله مصباح یزدی</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_732627.html</link>
      <description>درباره راز صدق و خطاناپذیری بدیهیات اولیه دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است که جدیدترین آنها نظریه ارجاع به علم حضوری است که روایت نخست آن را می‌توان از ابتکارات آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی دانست. بر اساس این نظریه، خطاناپذیری بدیهیات اولیه ریشه در خطاناپذیری علم حضوری دارد، به این معنی که مطابقت آنها با واقعیت به علم حضوری درک می‌شود. در مقاله حاضر با تحلیل دقیق مفاد و مَحکی بدیهیات اولیه، تقریری تازه از این نظریه ارائه کرده و در مقابلِ مهم‌ترین نظریه رقیب (ذاتی بودن تصدیق اولیات)، از اصل آن دفاع خواهم کرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند چارچوب کلی نظریه ارجاع به علم حضوری نه تنها کاملاً صحیح و استوار است، بلکه بدون تمسک به آن، راز صدق و خطاناپذیری بدیهیات اولیه آشکار نخواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عصب‌فلسفی هویت روایی داماسیو در پیوند با نظریه‌های روایی هویت</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_736342.html</link>
      <description>هویت روایی یکی از مفاهیم بنیادین در تلاقی فلسفه ذهن، پدیدارشناسی و علوم اعصاب است که تبیین آن مستلزم توجه هم‌زمان به سازوکارهای زیستی و ابعاد تفسیری تجربه انسانی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر تحلیل عصب‌فلسفی هویت روایی در نظریه آنتونیو داماسیو، می‌کوشد نحوه تکوین هویت روایی را در پیوند با مفهوم خودزندگی‌نامه‌ای بررسی کرده و نسبت آن را با برخی از مهم‌ترین نظریه‌های فلسفی هویت تبیین کند. در این راستا، دیدگاه داماسیو درباره نقش آگاهی هسته‌ای، آگاهی گسترده و سازوکارهای عصبیِ درگیر در یکپارچه‌سازی حافظه و تجربه، با آرای پل ریکور، درک پارفیت، جان لاک و مرلو-پونتی در باب روایت، تداوم روانی، حافظه و بدن‌مندی مقایسه شده است. روش پژوهش تحلیلی-تطبیقی و میان‌رشته‌ای است و با تلفیق تحلیل مفهومی متون فلسفی و یافته‌های عصب‌شناختی، امکان ارزیابی ظرفیت‌ها و محدودیت‌های تبیین عصب‌محور هویت روایی را فراهم می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نظریه داماسیو، به‌رغم توانمندی در توضیح زیست‌عصبی شکل‌گیری هویت روایی و همگرایی قابل توجه با برخی رویکردهای فلسفی، در تبیین کامل ابعاد سوبژکتیو، بدن‌مند، اجتماعی و فرهنگی هویت با محدودیت‌هایی مواجه است. بر این اساس، هویت روایی را نمی‌توان صرفاً به فرایندهای عصبی فروکاست، بلکه باید آن را پدیده‌ای چندلایه و پروژه‌ای وجودی دانست که در پیوند</description>
    </item>
    <item>
      <title>بلوک مفهومی در فضای سایبری، به‌مثابه ذهن جمعی</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_737007.html</link>
      <description>کاربرد گسترده و چندمعنایی اصطلاح &amp;amp;laquo;فضای سایبری&amp;amp;raquo; در دهه‌های اخیر، منجر به تورم مفهومی و افزایش ابهام در تعریف آن شده است. این پژوهش با هدف بازتعریف معنای عنصر &amp;amp;laquo;فضا&amp;amp;raquo; در این اصطلاح، مبتنی بر مدل معناشناختی سه‌سطحی استریت، بلوک مفهومی در سطح مرتبه اول را تحلیل می‌کند و در این کار از استعاره ذهن-بدن، فضای سایبری فیزیکی به‌مثابه &amp;amp;laquo;بدن&amp;amp;raquo; و فضای سایبری مفهومی به‌مثابه ذهن جمعی بهره می‌برد؛ ذهنی که حاوی حس، دانش‌، ادراک و ساختارهای انتزاعی تولیدشده در ذهن کاربران است. ادبیات تخصصی بحث نشان می‌دهد که بلوک مفهومی خود به سه زیرمجموعه تقسیم می‌شود: 1) فضای منطقی، 2) فضای مرزی و 3) فضای سیال. با روش تحلیل منطقی و تفسیر فلسفی دیدگاه‌های متخصصان، به یاری تطبیق الگوی آمریکایی و چینی، چارچوبی در بازتعریف فضای سایبری مفهومی‌ برای درک ناهمگونی فضاهای سایبری ارائه می‌شود که به‌جای تقلیل آن به یک مفهوم واحد، تکثر معنایی را پیشنهاد می‌دهد. این مدل معناشناختی می‌تواند به وضوح بیشتر در بحث‌های نظری و سیاست‌گذاری در حوزه فضای سایبری کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست نظریه استعاره مفهومی در معرفت‌شناسی دنیا: تحلیل شناختی دنیای شیء انگاری شده در زبان نهج البلاغه</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_736855.html</link>
      <description>مبنای نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون ارتباط میان زبان و ذهن است و ساخت معنا در آن بازتاب مقوله ذهنی می‌باشد که تجارب و اعمال افراد در حال رشد به آن شکل‌می‌دهند. از آنجاکه این نظریه در ساخت معنا، انتقال و فهم آن نقش مؤثری دارد، در تحلیل متون به خصوص متون مقدس اسلامی از اهمیت بسزایی برخوردار است.  پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معناشناسی شناختی به تحلیل شیء‌انگاری مفهوم انتزاعی دنیا در زبان نهج‌البلاغه ونقش آن در معرفت‌شناسی دنیا می‌پردازد. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد امیر المؤمنین از میان اشیاء فراوان موجود در عالم هستی، از شیء در‌دار، شیء درخشان، شیء قابل گستراندن و جمع کردن، خورشید کسوف‌کرده، سایه، ابر و کالا برای شیء‌انگاری دنیا استفاده‌کرده‌اند. ایشان با برقرار‌کردن شباهت‌های معرفت‌شناختی میان روابط عناصر حوزه مبدا با روابط عناصر حوزه مقصد، بینشی عمیق و درکی چند‌وجهی از ماهیت دنیا به مخاطب ارائه می‌دهد و حقایق پنهان و ویژگی‌های جذاب آن را برای او روشن می‌سازد. بیشترین نگاشت نظام‌مند از حوزه شیء بر حوزه دنیا محدودیت، موقت بودن، تغییر‌پذیری و فناپذیری هستند. تحلیل شناختی دنیای شیء‌انگاری شده در زبان نهج البلاغه ثابت می‌کند که ساختار یک مفهوم، در زبان و آنچه به آن مفهوم مرتبط است تاثیر می‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی آگاهی بی واسطه از منظر ابن سینا و استولجار</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_736603.html</link>
      <description>مسئله بی‌واسطگی خودآگاهی از کانونی‌ترین مباحث فلسفه ذهن است و با تبیین‌پذیری تجربه آگاهانه پیوند دارد. این مقاله با هدف گفت‌وگوی میان سنت اسلامی و فلسفه تحلیلی، به تحلیل تطبیقی نظرگاه ابن‌سینا و دنیل استولجار دربارۀ خودآگاهی می‌پردازد. در سنت فلسفۀ اسلامی، خودآگاهی حضوری و بی‌واسطه است؛ نفس در علم به ذات خویش، با معلوم خود اتحاد دارد. ادراک &amp;amp;laquo;أنا&amp;amp;raquo; بر حضور وجودی نفس استوار است، نه بر صور حصولی، و تمثیل &amp;amp;laquo;انسان معلّق&amp;amp;raquo; نشان می‌دهد علم به خویشتن مقدم بر ادراکات حسی است. در مقابل، استولجار در چارچوب فیزیکالیسم اپیستمیک و فرضیۀ جهل، شکاف توضیحی میان توصیف‌های فیزیکی و تجربه آگاهانه را ناشی از محدودیت‌های معرفتی ما نسبت به ویژگی‌ها و روابط فیزیکی تجربه‌ساز می‌داند، نه حاصل دوگانگی جوهری ذهن و بدن. روش پژوهش، تحلیلی-تطبیقی است و مقایسه در پنج محور &amp;amp;laquo;مبنا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;روش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نوع آگاهی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نسبت با بدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیامدهای نظری&amp;amp;raquo; سامان یافته است. یافته‌ها نشان می‌دهد اختلاف اصلی دو دیدگاه نه در اصل پذیرش خودآگاهی و اول‌شخصی‌بودن آن، بلکه در تفسیر فلسفی بی‌واسطگی و در پیامدهای معرفت‌شناختی و هستی‌شناختیِ مترتب بر آن است. بدین‌ترتیب، چارچوب پنج‌محوره امکان گفت‌وگوی میان‌سنتی را بدون فروکاستن یک سنت به سنت دیگر فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل استعاره‌های مفهومی گفتمان بخشایش انسانی بر مبنای آیه 14 سوره تغابن</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_729821.html</link>
      <description>بخشایش در قرآن کریم از نقطه نظر گفتمان انتقادی استعاره، به‌مثابه مفهومی محوری در گفتمان دینی، بازتاب‌دهنده‌ی تعامل میان مفاهیم الهی و ساختارهای اجتماعی است. این پژوهش با تحلیل استعاره‌های مفهومی بخشایش در آیه 14 سوره تغابن، تلاش کرده مفهوم‌سازی‌های قرآن را در گفتمان بخشایش واکاوی کند. با اتکا به چارچوب چارتریس‌بلک در روش تلفیقی تحلیل انتقادی استعاره، لایه‌های معنایی و ایدئولوژیک ‌آیه بر اساس سه معیار «زبانی»، «شناختی» و «کاربردشناختی»، در سه سطح «تشخیص»، «تفسیر» و «تبیین» بررسی شده است. یافته‌ها حاکی است قرآن کریم با استفاده از گفتمان استعاره‌ای بخشایش، ارزش انتقام در فرهنگ جاهلیت را طرد کرده و آن را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد. همچنین در تقابل میان هویت دینی و قبیله‌ای، به‌رغم برداشت‌های قومیتی عرب، هویت مؤمنان را در ایمان دینی بازتعریف و قبیله و خانواده را به‌عنوان «دیگری» معرفی می‌کند. گفتمان استعاری بخشایش ضمن تقویت قدرت و سلطه ارزش‌های ایمانی، بر رها کردن نزاع‌های خانوادگی، حفظ نهاد خانواده و تقویت انسجام آن تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابتنای دوگانه‌انگاری ویژگی بر دوگانه‌انگاری جوهری بر اساس تحلیل امتداد زمانی-مکانی</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_736832.html</link>
      <description>در دوران معاصر یکی از دیدگاه‌هایی که در فلسفه ذهن رواج پیدا کرده است، دوگانه‌انگاری ویژگی است. دوگانه‌انگاری ویژگی، دیدگاهی است که بر اساس آن، نه دو سنخ جوهر بلکه دو سنخ ویژگی وجود دارد و این دو دسته ویژگی برآمده از جوهری فیزیکی هستند. در این مقاله با تحلیلی فلسفی که بر روی مفهوم امتداد انجام شده، نشان داده می‌شود که مدافعان دوگانه‌انگاری ویژگی هم نمی‌توانند قائل به علت بودن جوهر فیزیکی برای ویژگی غیرفیزیکی باشند و هم اینکه جوهر فیزیکی را معروض و محل ویژگی‌ها در نظر بگیرند. این سخن بر اساس تحلیل امتداد مکانی و زمانی و نیز تفاوت بین موجود مکان‌مند و موجودی که مکان به آن نسبت داده می‌شود، انجام شده است. از این رو آنان یا باید قائل به دوگانه‌انگاری جوهری شده و دست از مونیسم جوهری برداند و یا برای ویژگی‌هایی مانند آگاهی  جنبه فیزیکی قائل شده و دیگر سنخ آنان را متمایز از سطح پایه به شمار نیاورند که این خلاف دلیل عقلی و فهم ارتکازی انسان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقادی دیدگاه کروچ در مورد دسته بندی نظریات خود-آگاهی به منظور ارائه یک دسته بندی جدید</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_737485.html</link>
      <description>کروچ از جمله معدود کسانی است که در آثار خود سعی کرده است دسته بندی جامعی از نظریات مرتبط با خودآگاهی در حوزه فلسفه ذهن و علوم شناختی ارائه دهد. در دسته بندی ارائه شده به وسیله کروچ نظریات خودآگاهی ذیل چهار دسته اصلی طبقه بندی می شوند. الف- نظریات اگومحور تأملی ب- نظریات اگومحورغیر تأملی ج-  نظریات غیراگومحور تأملی د-نظریات غیراگومحور غیرتأملی. ما در این مقاله سعی کرده‌ایم تا با روش تحلیلی از نوع تحلیل مفهومی و میانی فلسفی اولا: توصیف درستی از دسته بندی ارائه شده به وسیله کروچ ارائه دهیم. ثانیا:  تا حد امکان به تحلیل مبانی و بیان اشکالات موجود در طبقه بندی وی بپردازیم. در انتها نیز طبقه بندی جدیدی را برای نظریات موجود در حوزه خودآگاهی پیشنهاد داده‌ایم که بر اساس آن نظریات خودآگاهی ذیل چهار دسته کلی طبقه بندی می‌شوند که این چهار دسته عبارتند از الف- نظریات ایستای جوهر انگار ب- نظریات ایستای غیر جوهر انگار ج- نظریات پویای جوهر انگار د- نظریات پویای غیر جوهر انگار. همچنین در این مقاله نشان داده‌ایم که این طبقه بندی جدید دارای اشکالات کمتری نسبت به طبقه بندی ارائه شده به وسیله کروچ است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرجعیت علمی قرآن در اعتبارشناسی گزاره‌های اعتقادی</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_737707.html</link>
      <description>تحولات معرفت‌شناختی معاصر، معیارهای سنجش اعتبار معرفت دینی را با چالش‌های جدی مواجه ساخته و ضرورت بازاندیشی در مبانی صدق، ارزش و حجّیت گزاره‌های اعتقادی را برجسته کرده است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که در چنین فضایی، قرآن کریم چگونه می‌تواند ملاک جامع و موجهی برای اعتبارسنجی گزاره‌های اعتقادی فراهم آورد. این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی، نشان می‌دهد حل این مسئله در گرو تبیین منسجم سه مؤلفه بنیادین است: واقع‌نمایی گزاره‌های اعتقادی، ارزش معرفتی باورهای دینی و منطق توجیه معرفت اعتقادی. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که قرآن کریم، افزون بر تأکید بر واقع‌گرایی معرفتی و امکان شناخت نفس‌الامر، مراتب معرفت را نظام‌مند ارزش‌گذاری کرده و با هدایت عقل برهانی، ساختاری مبناگرایانه برای توجیه معرفت دینی ارائه می‌دهد. بر این اساس، قرآن می‌تواند چارچوبی عقلانی و منسجم برای دفاع از اعتبار معرفت اعتقادی فراهم آورد و بدیلی موجه در برابر جزم‌اندیشی و نسبی‌گرایی معرفتی عرضه کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ازخودبیگانگی معرفتی در یادگیری الگوریتم‌محور: نقدی صدرایی بر الغای فاعلیت شناسا</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_737938.html</link>
      <description>برون‌سپاری فزاینده‌ی فرآیندهای شناختی به سیستم‌های الگوریتم‌محور، این پرسش بنیادین را مطرح می‌سازد که این فرآیند چگونه و از طریق چه سازوکارهایی به «ازخودبیگانگی معرفتی» و تضعیف یا الغای تدریجی «فاعلیت شناسا» می‌انجامد. این بحران شناختی و هستی‌شناختی، ضرورتاً نیازمند واکاوی فلسفی عمیق است؛ از این رو، مبانی انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی حکمت متعالیه، به‌ویژه اصولی چون حرکت جوهری، علم حضوری و اتحاد عاقل و معقول، به‌عنوان چارچوبی هستی‌شناختی برای نقد ساختاری این پدیده برگزیده شده است. با روشی تحلیلی–انتقادی، ابتدا سازوکارهای الگوریتمیِ بیگانه‌ساز، نظیر «تقلیل وجودِ سیالِ معرفت به ماهیتِ داده‌های گسسته» و «خارج‌سازی فاعل از فرآیند شناخت»، شناسایی می‌شوند؛ سپس با تکیه بر مبانی صدرایی، نشان داده می‌شود که این سازوکارها چگونه با مداخله در نسبت وجودی نفس با فعل ادراک و تضعیف صیرورت وجودی آن، مانع تحقق اتحاد عاقل و معقول شده و به انفصال شناسا از حیث «فعلیت‌یافتنِ وجودی» معرفت می‌انجامند. یافته‌ها حاکی از آن است که ازخودبیگانگی‌معرفتی، صرفاً یک اختلال کارکردی یا آموزشی نیست، بلکه بحرانی وجودشناختی است که با الغای فاعلیت، مسیر استکمال و حرکت اشتدادی نفس را مسدود می‌سازد. در نهایت، این نقد صدرایی نه‌تنها ماهیت بنیادین بحران را آشکار می‌کند، بلکه افقی برای طراحی فناوری‌های‌شناختی حافظِ فاعلیت و کرامت وجودی انسان می‌گشاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی درون اتاق چینی؛ واکاوی درک معنا توسط مدل‌های زبانی بزرگ</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_738957.html</link>
      <description>مسئله اصلی این پژوهش، بررسی امکان «درک معنا» در مدل‌های زبانی بزرگ است؛ مسئله‌ای که با گسترش کاربرد این مدل‌ها و نسبت‌دادن مفاهیم شناختی به آنها اهمیت فزاینده‌ای یافته است. هدف پژوهش، تحلیل انتقادی این ادعا با تکیه بر تمایز میان «شکل» و «مفهوم» و واکاوی آن با محوریت استدلال «اتاق چینی» جان سرل است. روش تحقیق، تحلیلی-مفهومی و مبتنی بر بررسی متون فلسفی و مطالعات زبان‌شناسی محاسباتی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدل‌های زبانی، علی‌رغم توانایی بالا در پردازش و تولید زبان، صرفاً بر اساس الگوهای نحوی و آماری عمل می‌کنند و فاقد دسترسی به قصد ارتباطی و ارجاع به جهان خارج هستند. ازاین‌رو، آنچه به‌عنوان «فهم» تلقی می‌شود، در سطحی صوری باقی می‌ماند. نتیجه آنکه نسبت‌دادن درک معنا به این مدل‌ها، به معنای دقیق فلسفی، موجه نیست و تحقق معنا مستلزم نوعی ارتباط با جهان  واقعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استعاره های مفهومی ناظر به نشانه های هدایت مطالعه موردی منار در نهج البلاغه</title>
      <link>https://zehn.iict.ac.ir/article_740820.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد زبان‌شناسی شناختی و تمرکز بر استعاره مفهومی بر مبنای نظریه لیکاف و جانسون، کاربردهای استعاری &amp;amp;laquo;منار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مناره&amp;amp;raquo; در نهج‌البلاغه را بررسی کرده است. استعاره مفهومی به‌عنوان ابزاری قدرتمند، مفاهیم انتزاعی را از طریق مفاهیم ملموس انتقال می‌دهد و به درک عمیق‌تر کلام امام علی علیه السلام کمک می‌کند. نتایج نشان می‌دهد منار نمادی از هدایت و روشنگری است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، امیرالمؤمنین علیه السلام، اهل‌بیت علیهم السلام و دین اسلام به‌عنوان منارهای هدایت معرفی شده‌اند. این استعاره‌ها ویژگی‌هایی مانند نمایان‌بودن، روشنی‌بخشی و مشخص‌کردن مرزهای الهی را برجسته می‌کنند. شناخت منار هدایت به حفظ مسیر تقوا و جلوگیری از گمراهی کمک می‌کند. عواملی مانند مندرس‌شدن منار در دوران جاهلیت، دنیاپرستی و فتنه، موانع اصلی هدایت هستند. این پژوهش با تحلیل نگاشت‌های استعاری، نقش منار را در نشانه های هدایت بررسی کرده و نشان می‌دهد که استعاره‌های مفهومی به درک عمیق‌تر مفاهیم در نهج‌البلاغه کمک می‌کنند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
