ابنسینا در بخشهای متعددی از کتب خود، در هنگام سخن گفتن از ادراک و یا قوای ادراکی، به واژه ذهن اشاره نموده است که حاکی از اهمیت ویژه ذهن در تحقق ادراکات است؛ به همین دلیل، بیان این مطلب صحیح به نظر میرسد که مقدمه درک بسیاری از مسائل حکمتسینوی ازجمله مباحث معرفتشناختی، داشتن فهم و بینشی دقیق از چیستی ذهن و رابطه آن با انواع ادراکات نفسانی است؛ این در حالی است که ابنسینا، در آثار خود، بهصورت مستقل چیستی ذهن و ویژگیهای آن را توضیح نداده است؛ این پژوهش با توجه به عبارات گوناگون مطرحشده در آثار ابنسینا و تحلیل آنها، درصدد تبیین و حل مسئله مذکور برآمده است. برخی از یافتههای مهم این پژوهش آن بوده که برخلاف بسیاری از فیلسوفان و همچنین علم شناختی معاصر که تمامی ادراکات نفسانی را منسوب به ذهن میدانند، ابنسینا، ذهن را سبب تحقق همه ادراکات نفسانی نمیداند. در آثار او، وجود تواناییهای ذهنی، تنها محدود به نوع انسانی گشته است که البته خود این امر نیز، ناشی از عدم وجود عقل در دیگر انواع حیوانات است. اگرچه همه حیوانات ، دارای برخی از ادراکات خاص هستند که کمال اول نامیده میشوند، اما طبق نظرات ابنسینا، آنها را نمیتوان ذهنی دانست.