درباره راز صدق و خطاناپذیری بدیهیات اولیه دیدگاههای مختلفی مطرح شده است که جدیدترین آنها نظریه ارجاع به علم حضوری است که روایت نخست آن را میتوان از ابتکارات آیتالله محمدتقی مصباح یزدی دانست. بر اساس این نظریه، خطاناپذیری بدیهیات اولیه ریشه در خطاناپذیری علم حضوری دارد، به این معنی که مطابقت آنها با واقعیت به علم حضوری درک میشود. در مقاله حاضر با تحلیل دقیق مفاد و مَحکی بدیهیات اولیه، تقریری تازه از این نظریه ارائه کرده و در مقابلِ مهمترین نظریه رقیب (ذاتی بودن تصدیق اولیات)، از اصل آن دفاع خواهم کرد. یافتههای پژوهش نشان میدهند چارچوب کلی نظریه ارجاع به علم حضوری نه تنها کاملاً صحیح و استوار است، بلکه بدون تمسک به آن، راز صدق و خطاناپذیری بدیهیات اولیه آشکار نخواهد شد.