تحولات معرفتشناختی معاصر، معیارهای سنجش اعتبار معرفت دینی را با چالشهای جدی مواجه ساخته و ضرورت بازاندیشی در مبانی صدق، ارزش و حجّیت گزارههای اعتقادی را برجسته کرده است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که در چنین فضایی، قرآن کریم چگونه میتواند ملاک جامع و موجهی برای اعتبارسنجی گزارههای اعتقادی فراهم آورد. این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی، نشان میدهد حل این مسئله در گرو تبیین منسجم سه مؤلفه بنیادین است: واقعنمایی گزارههای اعتقادی، ارزش معرفتی باورهای دینی و منطق توجیه معرفت اعتقادی. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که قرآن کریم، افزون بر تأکید بر واقعگرایی معرفتی و امکان شناخت نفسالامر، مراتب معرفت را نظاممند ارزشگذاری کرده و با هدایت عقل برهانی، ساختاری مبناگرایانه برای توجیه معرفت دینی ارائه میدهد. بر این اساس، قرآن میتواند چارچوبی عقلانی و منسجم برای دفاع از اعتبار معرفت اعتقادی فراهم آورد و بدیلی موجه در برابر جزماندیشی و نسبیگرایی معرفتی عرضه کند.