1
دانشجوی دکتری ، دانشگاه خوارزمی تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه فلسفه و دین.
2
استادیار گروه فلسفه دانشگاه خوارزمی تهران
3
عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشگاه خوارزمی
4
عضو هیات علمی
چکیده
مطابقت ماهوی، جنبهای هستیشناختی و جنبهای معرفتشناختی دارد. جنبه هستیشناختی نظریه، عبارت است از وحدت سنخی ماهوی ذهن و خارج؛ به این معنا که ماهیت به معنای «ما یقال فی جواب ما هو» که منحصر در معقولات اولی میباشد، در دو موطن ذهن و خارج موجود است و بر مفهوم و مصداق ماهیت، حقیقتاً صادق است؛ زیرا ماهیت من حیث هی (کلی طبیعی)، نسبت به ذهنیت و خارجیت لابشرط است. مطابقت ماهوی از جنبه معرفتشناختی، معیار ثبوتی صحت قضایایی است که در آنها جنس، فصل و حدّ تام بر ماهیت حمل میگردد؛ بنابراین انکار آن در حکم سفسطه دانسته شده است؛ زیرا نفی مطابقت ماهوی به معنای انکار امکان معرفت در این گونه قضایاست. این نظریه مبتنی بر پیشفرضهای نادرستی است؛ زیرا اولاً لابشرطبودن ماهیت نسبت به ذهن و خارج، مستلزم تناقض است؛ ثانیاً انحصار ماهیت به معقولات اولی بدون دلیل است؛ ثالثاً در این نظریه، مطابقت معرفتشناختی مبتنی بر مطابقت هستیشناختی است، در حالی که این ابتناء، نه بدیهی است و نه ثابت شده است، رابعاً موجودیت ماهیت در ذهن و خارج، مستلزم اصالت ماهیت میباشد. بنابراین نظریه مطابقت ماهوی قابل پذیرش نیست.