مسئله اختیار از مهمترین و پرچالشترین مسائلی است که ذهن فلاسفه شرق و غرب را به خود مشغول کرده است. در میان این فلاسفه، گروهی از فیزیکالیستها با رویکردی تقلیلگرایانه در تلاش برای پاسخگویی به این سوالات هستند: چگونه انسان میتواند دارای اراده آزاد باشد؟ و اگر انسان دارای اراده آزاد باشد، چگونه مسئولیت اعمال خود را بر عهده میگیرد؟ با توجه به تقلیلگرایی علّی که بر این فرض استوار است که رفتار اجزای یک موجود تعیینکننده رفتار کل است، زیرا اجزای یک موجود بیانگر سطح زیرین پیچیدگی و ترکیب هستند، چگونه فیزیکالیستهای تقلیلگرا میتوانند تفسیر درستی از اراده آزاد ارائه دهند؟عدهای از این افراد همچون سم هریس با نگاه عصبشناسانه خود تلاش کردهاند تا به این پرسشها پاسخ دهند. در مقابل، دوگانهانگاران مسیحی دیدگاههای متفاوتی در این زمینه ارائه میدهند. با توجه به اصل سادگی، به این نتیجه میرسیم که دیدگاههای تقلیلگرایی در تقابل با دیدگاههای دوگانهانگاری مسیحی نمیتوانند تبیینهای کاملاً درست و خالی از اشکالی برای مباحثی نظیر اراده آزاد ارائه دهند. در نتیجه، تبیینهای رقبای مذکور در این بحث پذیرفتهتر است.
خاکساری رنانی، آرش و موسوی کریمی، میرسعید (1395). «بررسی و نقد برهان دنیل دنت در موافقت با سازگارگرایی»، مجله حکمت و فلسفه، سال دوازدهم، ش2، (پیاپی46(، ص21-36.
سرل، جان (1392). اختیار و عصبشناسی، مترجم محمد یوسفی، تهران: انتشارات ققنوس.
مهدیپور، محمد و کشفی، عبدالرسول (1395). «بررسی دیدگاه دوگانهانگاری ویژگیها با تأکید بر شبهپدیدارانگاری و استدلال تصور زامبی»، مجلهذهن، دوره 17، ش66، ص145-172.
فاطمینیا، محمدحسن (1402). «ابطال پی پدیدارگرایی در نظریه دوگانهانگاری ویژگی»، مجلهذهن، دوره 24، ش94، ص121-149.