ذهن

ذهن

نگاه انتقادی به نظریه ابتنا

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
2 دانش‌آموخته دانشگاه باقر العلوم
چکیده
مقاله حاضر به بررسی «نظریه ابتناء» استاد علی‌اکبر رشاد می‌پردازد. این نظریه، فرایند تکوّن و تطور معرفت دینی را برایند تأثیر و تعامل متداوم و دیالکتیکی «مبادی خمسه» (منبع‌شناختی، معرفت‌شناختی، دین‌شناختی، فاعل‌شناختی و مخاطب‌شناختی) تبیین می‌کند. مهم‌ترین وجه قوت نظریه، جامعیت و رویکرد سیستمی آن در پوشش کل حوزه‌های معرفت دینی است که فراتر از محدوده سنتی علم اصول عمل می‌کند. با این حال قریب ده ایراد و ابهام در نظریه وجود دارد، از جمله ابهام ماهوی و درهم آمیختگی میان ساحت توصیف و تجویز است؛ نظریه میان «فلسفه معرفت دینی» (توصیف چگونگی شکل‌گیری فهم) و «منطق فهم دین» (ارائه روش معتبر اکتشاف) در نوسان است و در نتیجه، معیار روشنی برای احراز حجّیت معرفت دینی به دست نمی‌دهد. در نهایت پیشنهاداتی برای تکمیل و اصلاح نظریه مطرح گردیده که مهم‌ترین پیشنهاد ، تفکیک دقیق دو ساحت توصیف و تجویز است. به نظر می‌رسد تفکیک نظریه در دو سطح مجزا به گونه‌ای که در سطح اول به توصیف تحلیلی فرایند تکوّن معرفت دینی پرداخته و در سطح دوم، به استخراج معیارهای هنجاری و ضوابط حجیت کشف صائب معرفت دینی بپردازد، امکان بیشتری را برای اینکه این نظریه از یک گزارش تفصیلی به یک دستگاه روش‌شناختی کارآمد تبدیل شود فراهم می‌کند.
کلیدواژه‌ها

موضوعات


1.    رشاد، علی‌اکبر (1389). منطق فهم دین، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
2.    رشاد، علی‌اکبر (1389). نظریه ابتناء، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
3.    علی‌تبارفیروزجایی، رمضان (1401). منطق فهم دین، تهران: سمت.