در این مقاله، چارچوبی نو با عنوان «معرفت حصولی تکنولوژیک» صورتبندی میشود؛ چارچوبی که میکوشد مفهوم سنتی معرفت حصولی را در پرتو دگرگونیهای عمیق عصر دیجیتال بازتعریف کند. مطابق این نظریه، فرایند حصول معرفت صرفاً از طریق صورتهای ادراکی درونی شکل نمیگیرد، بلکه در بستر فناوریهای دیجیتال، داده، الگوریتم و شبکههای هوشمند تحقق مییابد. معرفت در جهان تکنولوژیک بر چهار رکن استوار است: ذهنِ ظهوریافته در بستر داده، که در آن ذهن انسانی بهگونهای پدیداری خصلت اطلاعاتی پیدا میکند؛ شناخت توزیعشده، که در آن تولید و پردازش معرفت میان انسان، ابزار و محیط دیجیتال تقسیم میشود؛ بازنمایی فناورانه، که بهجای صورتهای ذهنی کلاسیک عمل کرده و جهان را از طریق مدلها و تصاویر دیجیتال در دسترس شناخت قرار میدهد؛ پدیدارشناسی تکنولوژیک، که تجربه زیسته انسان را از رهگذر میانجیهای دیجیتال بازمیسازد. این مقاله همچنین بر نوعی برونگرایی تکنولوژیک تأکید میکند که صدق معرفت را نتیجه پیوند علّی معتبر میان داده تکنولوژیک و پدیده بیرونی میداند. نظریه اطلاعاتیِ پدیداری ذهن و شناخت توزیعیافته نیز بهعنوان مبانی نظری این طرح تحلیل میشوند. نظریه «معرفت حصولی تکنولوژیک» در نهایت نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی و محیطهای شبکهای، فناوری دیگر ابزار معرفت نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تحقق خودِ معرفت شده است.