مبنای نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون ارتباط میان زبان و ذهن است و ساخت معنا در آن بازتاب مقوله ذهنی میباشد که تجارب و اعمال افراد در حال رشد به آن شکلمیدهند. از آنجاکه این نظریه در ساخت معنا، انتقال و فهم آن نقش مؤثری دارد، در تحلیل متون به خصوص متون مقدس اسلامی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد معناشناسی شناختی به تحلیل شیءانگاری مفهوم انتزاعی دنیا در زبان نهجالبلاغه ونقش آن در معرفتشناسی دنیا میپردازد.
نتیجه پژوهش نشان میدهد امیر المؤمنین از میان اشیاء فراوان موجود در عالم هستی، از شیء دردار، شیء درخشان، شیء قابل گستراندن و جمع کردن، خورشید کسوفکرده، سایه، ابر و کالا برای شیءانگاری دنیا استفادهکردهاند. ایشان با برقرارکردن شباهتهای معرفتشناختی میان روابط عناصر حوزه مبدا با روابط عناصر حوزه مقصد، بینشی عمیق و درکی چندوجهی از ماهیت دنیا به مخاطب ارائه میدهد و حقایق پنهان و ویژگیهای جذاب آن را برای او روشن میسازد. بیشترین نگاشت نظاممند از حوزه شیء بر حوزه دنیا محدودیت، موقت بودن، تغییرپذیری و فناپذیری هستند. تحلیل شناختی دنیای شیءانگاری شده در زبان نهج البلاغه ثابت میکند که ساختار یک مفهوم، در زبان و آنچه به آن مفهوم مرتبط است تاثیر میگذارد.